شرح سریال muhtesemyuzyil
 
 
زندگی نامه سلطان سلیمان قانونی و شرح سریال muhtesemyuzyil
 

 

امپراتوری عثمانی

 یک قدرت سیاسی امپراتوری بود که از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲ میلادی در منطقه مدیترانه حکومت می‌کرد. این امپراتوری در اوج قدرت خود (قرن ۱۶ میلادی) مناطق آسیای صغیر ، اکثر خاورمیانه، قسمت‌هایی از شمال آفریقا، قسمت جنوب شرقی اروپا تا قفقاز را شامل می‌شد. قلمرو رسمی حکومت عثمانی در اوج قدرت به ۵/۶ میلیون کیلومتر مربع می‌رسید.

سلطان سلیمان یکم، (۲۷ آوریل ۱۴۹۵ (میلادی) در ترابوزان؛ ۶ سپتامبر ۱۵۶۶ (میلادی))، مشهور به «کبیر» و گاه «قدرتمند» و (Lawgiver) و سلیمان قانونی، سلطان عثمانی و مشهورترین شهریار از این خاندان سلطنتی است.

سلیمان در سال ۱۴۹۵ به عنوان فرزند سلیم یکم به دنیا آمد و تا قبل از مرگ پدرش (۲۱ سپتامبر ۱۵۲۰)، والی مانیسا بود.

از مهم‌ترین کارهای سلیمان، محاصره وین با ۱۲۰۰۰۰ سرباز جنگی، در سال ۱۵۲۹ در سومین لشکرکشی او به سوی مجارستان بود. سلیمان همچنین با موفقیت با شاه تهماسب صفوی پادشاه ایران جنگید. ارتش سلیمان زیر فرمان وزیر بزرگش ابراهیم پاشا، توانست در ۱۳ ژوئن ۱۵۳۴ تبریز پایتخت پیشین ایران را فتح کند و در ۴ دسامبر همین سال به بغداد دست یابد. در دوره شاه تهماسب، پایتخت ایران به دلیل خطری که از ناحیه عثمانی احساس می‌شد، به شهر قزوین منتقل شده بود. سلطان سلیمان سه بار به ایران لشکرکشی کرد. وی یکبار تا سلطانیه زنجان هم پیش آمد، ولی به دلیل برف و کولاک سنگین مجبور به عقب‌نشینی شد.

سلیمان نیز مانند پدرش، علاوه بر بی‌رحمی، علاقه زیادی به هنر و معماری داشت و حتی خودش نیز شعر می‌سرود و حتی دیوانی به زبان پارسی دارد [۱]. بنای بزرگ مسجد سلیمانیه در استانبول از آثار به یاد مانده از دوران این پادشاه است.

 مورخان او را سلیمان (Lawgiver) می خوانند زیرا که وی در طول سلطنت خود به قضا و قانون بیش از هر چیز دیگر توجه می کرد. سلیمان در هر کوی و برزنی در قلمرو عثمانی دادگاه دایر کرده بود و در جوار دفتر خود نیز یک شورای قضایی داشت. وی می گفت: از هر دستی که بریده شود خون جاری می شود، جز دستی که قاضی قطع کند و این اصطلاح از همان زمان در خاورمیانه سر زبانها افتاده است. در دوران سلطان سلیمان متصرفات عثمانی به اوج وسعت خود رسید. دشمنی عثمانی با ایران که از زمان سلطان سلیم آغاز شده بود در زمان سلطان سلیمان ادامه داشت و به جنگ او با شاه طهماسب صفوی انجامید.

عثمانی ها در دوره انحطاط

« دوران شکوه دولت عثمانی که شامل دوره سلیم اول و سلیمان قانونی بود، بیش از نیم قرن به درازا نکشید. پس از آن ضعف دولت عثمانی آغاز شد و خط انحطاط به طور مستمر ادامه یافت. گرچه گاه و بیگاه توقفی در این انحطاط رخ می داد و عاملش روی کار آمدن برخی از خلفای قدرتمند یا تلاش اطرافیان آنان از جمله صدر اعظم ها بود.[1]

زمینه های ضعف دولت عثمانی از همان دوره سلیمان فراهم آمد؛ چرا که سلطان تحت تأثیر همسرش روکسلانا [خرم سلطان] قرار داشت که بر ضد امیر مصطفی توطئه کرده، تلاش داشت تا فرزند خودش سلیم دوم را به جانشینی سلیمان بگمارد. مصطفی فرمانده بسیار خوبی بود و محبوبیت فراوانی نزد افسران داشت. رفتار بد با مصطفی سبب خشم ینی چریان و شورش بزرگی بر ضد سلطان شد که البته سلیمان آن را سرکوب کرد. در این ماجرا مصطفی و فرزند شیرخوارش کشته شدند. هم چنین سلطان فرزند دیگرش بایزید و چهار فرزند او را با توطئه یکی از وزرا به قتل رساند،[2] و بدین ترتیب زمینه برای روی کار آمدن سلیم دوم فراهم شد.

یکی دیگر از مظاهر ضعف دولت سلیمان قانونی، شرکت نکردن وی در جلسات دیوان و فاصله گرفتن او از مشکلات اقتصادی – اجتماعی بود که دشواری های ناشی از آن سبب بر آشفتن مردمانی در بخش های اروپایی و آسیایی شد.»[3]

منابع:

[1] . محمود شاکر، التاریخ الاسلامی (العهد العثمانی)، ص 111.

[2] . احمد عبد الرحیم مصطفی، فی اصول التاریخ العثمانی، ص 102.

[3] . دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، رسول جعفریان، ص 84

[4] . سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران (جلد دوم)، ترجمه محمدتقی فخر داعی گیلانی.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 17:20  توسط پدرام کاظمی  | 

Hürrem خرم

سلام دوستان

Hürrem خرم یا همون دختر روسی که به نام الکساندرا که تقریبا نقش پررنگی تو فیلم muhtesem yuzyil داره ،انگیزه ای شد برای جستجو در احوالات امپراتوری عثمانی و علی الخصوص سلطان سلیمان اول و یا سلیمان قانونی و یا (Lawgiver)...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 17:4  توسط پدرام کاظمی  | 

امروز زني را در سریال "صد سال طلائی" muhtesem yuzyil"در کانل تلویزیونیshow tv شناختم به نام "خرم "يا همون Hurrem

اين دختر مسیحی یا يهودی اصالتاً روسي و از اهالي شبه جزيره كريمه در اكراين به اسم " الكساندرا" بوده.تاتارهاي اكراين اونو در دهشون در حال عبادت در معبدشون به اسارت مي گيرن. تمام خانواده ش رو جلو چشمش به قتل ميرسونن و خودش رو به قصر كريمه مي برن. و از اونجا به قصر سلطان سليم پادشاه عثماني بعنوان هديه و البته همون زمان سلطان سليم ميميره و پسرش سليمان به پادشاهي ميرسه.

 سلطان سليمان قانوني، پسري كه در اروپا به اون لقب"بزرگ "یا(Lawgiver) و در عثماني به اون لقب "قانوني"  ميدن، چون مظهر عدالت و دينانت و انسانيته. سليمان زني داره(البته به رسم سلسله عثماني كه مسلمان و سني بوده اند...هيچ شاه يا شاهزاده اي زني به عقد خود در نميارن!!!و فقط جاريه خود قرار ميدن!!!) و از اون زن پسري به اسم مصطفي كه بعد ها قراره پادشاه بعدي باشه و به دليل شباهت هاش به پدر و تربيت عاليش و محبوبيتش درقصر شكي در اين موضوع نيست. پس بالاترين زن حرمسرا ،مادر مصطفي "ماه دوران" است.

اكساندرا با كتك و زور به حرم سراي سلطان آورده ميشه و به زحمت براي خدمتكاري و يا جاريه سلطان شدن تربيت ميشه... اكساندرا خودش رو مستقل ميدونه و معتقده "مال" كسي نيست،اونهم به زور! ولي در حرمسرا بايد به پادشاه "متعلق " باشه...

وقتي ميشنوه كه اگر سوگولي شاه بشه و پسر بياره، بلندپايه ميشه،فكر انتقام به سرش ميزنه و همون دختر سرکش، سريع براي سلطان تربيت ميشه و با طنازي از بين اونهمه زن حرمسرا، خودش رو به چشم سلطان مياره و اجازه ورود به حرمسراي مخصوص سلطان سليمان و همخوابگي رو پيدا ميكنه و سلطان بهش لقب " خرم" رو ميده و در تاريخ هم "خرم سلطان " شناخته ميشه"خرم سلطان " زني مقتدر،باهوش و شايد زيبا بوده.

داستان به اينجا هم ختم نميشه و اون چنان خودش رو در دل پادشاه جا مي كنه كه در طول 600 سال حكومت عثماني ( بلند ترين حكومت پادشاهي دنيا) تنها زني كه به عقد رسمي (همون النكاح و سنتي خودمون)سلطان در مياد. چهار پسر و يك دختر به شاه ميده. شاهزاده مصطفي و ابراهيم(نزديكترين كس سليمان) رو با نقشه به قتل ميرسونه. مادر مصطفي "ماه دوران" رو به روزي مي اندازه كه سالها در اوج فقر سر قبر پسرش زندگي ميكنه. تنها دخترش رو زن وزير اعظم رستم پاشا ميکنه و رستم با خرم همدست.پس از جنگهاي عثماني با روسيه جلوگيري ميكنه و جنگ عثماني و ايران رو براي راحتي و سود هر چه بيشتر روس حمايت مي كنه و بعد از سليمان،پسر همين زن،بنام"سليم" به پادشاهي ميرسه ...

چطور يك زن مي تونه از خرابه هاي يك ده و از بين اونهمه زن و به جاي خدمتكار شدن و به جاي جاريه شدن و زن پادشاه باشه و مادر پادشاه باشه و 600 سال همتا نداشته باشه! متعلق نباشه و سر خم نكنه وسلطانی رو به خدمت خودش در بياره...اونهم مردي كه متعلقات و قلمرو سرزمينش رو سه برابر كرد؟؟؟

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 17:2  توسط پدرام کاظمی  | 
مطالب جدیدتر
 
  بالا